تبلیغات
خاطر نوشت های یه دختر
همیشه بخند و با حال باش خخخخخ

حواس پرتی

نوشته شده توسط:رها
سه شنبه 29 فروردین 1396-01:57 ب.ظ

سلایممممممممممممممممممممممممممممممممممم

امروز از چند جهت نمیدونم چیکار هم ناراحتم هم خوش حال
چرا؟؟؟
چون ؟....!
این اماتحانای که من دادم به اسم شبیه سازی ترم بعد این که من حسابی نخونده بودم و یه جورایی گند زدم تازه فهمیدم قراره اینا رو به میان ترم هم قبول کنند


و این یعنی نابودی کارنامه من

قرار شنبه بریم اردو و از این بابات خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییی  خوشحالم اما من فهمیدم اینجوری که معملومه قراره بریم پادگان نظامی یعنی اینجوری که از بچه های سال های قبل شنیدم نمیرین اردوی تفریحی ( البته اسمش تفریحی هست) میرم پادگان نظامی کلا گوشی و اینا کاملا ممنوعه خلاصه میگم هر چیزی باحالی ممنوعه و اونجا میمرم برای توقیت صبر و. چمدونم از این حرافا که اصلا من خوشم نمیاد به جایی که ببرن بهمون خوش بگذره می برنه مردم ازاری
منو سایه هم هنوز تصمیم نگرفتیم با بچه ها بریم نمدونم 30تا میگه برم 70تا میگه نرم
اگه نرم هم با بچه های مدرسه قبلی قرار میزاریم خودمون میریم تفریح
حالا نمدونم چیکار کنم
اوففففففففففففففف

راستی وب دختر شیطون عزیزم  هر کاری می کنم برات نظر بزار نمیشه لطفا اون رباط رو از بخش نظرات رو حذف کن :)

دلم یه مسافرت توپپپپپپپپپپپپپپپپپ می خواد
توپ ها
به نظرم مسافرت عید ماله عیده مسافرت قبل اماحنات هم باید رف

دیگه فعلا چیزی به نظرم نمیاد بنویستم توی دفترم
فعلا

راستی امروز تولد رهبرمه تولد آقامه
رهبر عزیزم
سایه بالا سرم
تولدت مبارک
رهبرم من



خبث

نوشته شده توسط:رها
یکشنبه 27 فروردین 1396-02:25 ب.ظ

براوووووووووووووووووووو
من اومد
حالا نه این حوصله ندارم با نت ندارم نهههههههههههههههههههه درس دارم مث کوزت هر روز دارم درس می خونم اصن یه وضع داغونیههههههههه
به جان همین سایه خیلی سخته یهووو بعد کلی خوشی برسی به کلی سختیهعیییییییییییییییی

امروز ساعت دوم ریاضی داشتیم و  چون امتحان شبیه سازی ریاضی داده بودیم حوصله نداشتیم بشینم سر کلاسش بعدش رفتیم توی حیاط کلیییییییییییییییی منو سایه خوش گذروندیم و حال کردیم بعدش رفتیم سر کلاس که اجازه وردو به کلاس نداشتم(عجبااااااااااااا ) دیگه رفتم پیش دبیر پروشمون کلی خومو مظلوم کردم که من حالم خوبنبوده دلم درد میکرده و به الاخره اشون هم باور کن و برگه اجازه ورد به کلاس رو بهم داد اما منه خبثث رفتم برگه رو نشون دبیر دادم و گفتم حالا که باور نکردید منم افتخار وردو به کلاس نمی دممممممیعنی خودمم به خبث بودن خودممم پی بردم
خلاصه امروززززز عالی بود البته اگه این امتحانتم رو خوب بدم
و کلی خاطره دارم اما فعلا وقت ندارم بزارم
اهااا
فعلا بای



درسسسسسسسسسسسسسس

نوشته شده توسط:رها
چهارشنبه 23 فروردین 1396-11:22 ق.ظ

زده به سرم دارم بدجور درس می خونم
امیداروم اون چیزی که می خوام قبول بشم

دیروز انقدر با سایه آب بازی کردم که فعلا حس مرده ها رو دارم
دیگه هم از عسل و فاطمه و سارا جدا شدیم چون من مدرسمو عوض کردم
و سایه برای این که از هم جدا نباشیم اومده مدرسه من
خیلیییییییییییییییییی مدرسه چرتیه هست
خیلی داغونه بیشترشون اقا هستن و سخت گیررررررررررر
و این که دوس دارم بعضی از موقع ها کلشنو بکوبونم به دیوار و به هزار قسمت نامساوی تقسیم کنم
ولی کرم ریزی خاص خودمو دارم و اگه به این ناظمون اجازه بدن منو بکشه مطمئن باشید هیچ وقت دریغ نمسکنه منو نابود میکنه

این بود اتفاق های این چند وقت که منو بد جور اذیت کرد

که دیگه فعلا باییییییییییییییییییییییییی




لبخند بزن

نوشته شده توسط:رها
شنبه 19 فروردین 1396-10:51 ب.ظ




به زندگی لبخند بزنیم

:)

یادمون

نره




نفس

نوشته شده توسط:رها
چهارشنبه 16 فروردین 1396-02:11 ب.ظ



ویییییییییییییییییییییییییی

دیشب بعد کلی بازی کردن با عشقم نفس خانم

عاشقتم نفسیییییییییییییییی





شعر جدید آقای آذر

نوشته شده توسط:رها
پنجشنبه 2 دی 1395-03:18 ب.ظ

فال من را بگیر و جانم را ... من از این حال بی کسی سیرم
دستِ فردای قصه را رو کن ... روشنم کن چگونه می میرم
حافظ از جام عشق خون می خورد ... من هم از جام شوکران خوردم
او جهاندارِ مست ها می شد ... من جهان را به دوش می بردم



ادامه مطلب


پاییز ...:)

نوشته شده توسط:رها
پنجشنبه 25 آذر 1395-10:27 ق.ظ





می روم تا درو کنم خود را

از زنانی که خیس پاییزند

از زنانی که وقت بوسیدن

غرق آغوشت اشک میریزند

میروم طرح غصه ای باشم

مثل اندوه خالکوبی هاش



ادامه شعر


دست رسانم به ......

نوشته شده توسط:رها
پنجشنبه 25 آذر 1395-10:25 ق.ظ




اسمش همین است....

نوشته شده توسط:رها
پنجشنبه 25 آذر 1395-10:24 ق.ظ




لب وا.....

نوشته شده توسط:رها
پنجشنبه 25 آذر 1395-10:23 ق.ظ




نم نم

نوشته شده توسط:رها
پنجشنبه 25 آذر 1395-10:21 ق.ظ




باران

نوشته شده توسط:رها
پنجشنبه 25 آذر 1395-10:20 ق.ظ




چالش

نوشته شده توسط:رها
جمعه 12 آذر 1395-04:46 ب.ظ

















































حالا خودم بگم بعد شما بگید :

ریاضی
50
رومی
می شدم دبیر ریاضی

5 اچ تی سی


کودک درون من 1
  اگع 24 ساعت نامری بشم میرم مردم رو می ترسونم

به دکتر می گفتم گزنه 2

اره

پسر باید آدم باشه و همچنین مرد

اون موقعی که گوشم دستم بود میزاشتم زیر بالشتم
 اوینو شما باید بپرسی
 نمی ترسم
رها خوشمله

اوفففففف تموم شد



مجنون...

نوشته شده توسط:رها
پنجشنبه 11 آذر 1395-12:53 ب.ظ

من قصه تو رو تا ابد و همیشه اینجوری شروع میکنم...

یکی بود...

هنوزم هست..

خدایا همیشه باشه...

............................................

من تو را...

ناز تو را...

عشق تو را...

همه دربست ، برای دل خود میخواهم...

قیس مجنون شده ام..میدانم...

با همه ناکوکی..

با همه بی باکی...

شور فرهادی من گل کردست..

ای بنازم به ید همت مردانه ی عشق که مرا خوب تحمل کردست..


چقدر این متن و عکس رو دوست دارم

یه جوریه خود به خود به دل آدم میشینه :)

:)

از صبح که بلند شدم مدام دارم آهنگ گوش میدم آنگار توی این دوماه کمبود آهنگ گرفته بودم :)  :)


فردا نهار مهمون داریم دوست بابامه از قم می خوان بیان ، یه دختری داره اسمش نازینن زهرا هست خیلی شیرنه خوشم میاد ازش همیشه که باهش حرف میزنی یه جوابی داره که بهت بده ، خوبش اینه که همیشه به انیس تیکه میندازه نمدونم این بشر چرا انقدر ساکت و مظلومه دوست دارم اذیشتش کنم این دختره نازنین رو که میبینم بیشتر علاقه مند میشم 


+ تصمیم گرفتم تا یه مدتی خاطره نوشت هامو رنگی بزارم :_)
+ اسم وبلاگ یه خرده مسخره هست می خوام تغیرش بدم:__)
+شنبه اون هفته یه غلطی کردم یعنی جو گرفتم گفتم درس 11مطالعات رو من کنفراس میدم سارا بهم گفت نکن پشمون میشی گوش نکردم حالا دارم نگاش می کنم تا فهمیدم چه گ و ه ی خوردم خیلیییی زیاده ، 3 پشت و روش مطلبه اونم برای من که اصلا حس درس خوندن ندارم :_____)
+ فردا می خوام  یه چادر بحرینی بخرم همچنین یه گیر هایی مال زیر روسری دیدم خیلی خوشگه  از اونا هم باید بخرم


فعلا بای



یادش بخیر

نوشته شده توسط:رها
پنجشنبه 4 آذر 1395-01:41 ب.ظ





  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندها


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان






The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox